مدیریت یکپارچه در روزهای سخت؛ چگونه شهرداری تهران بار جنگ رمضان را بر دوش کشید
در بحبوحه حوادث جنگ رمضان، شهرداری تهران با رویکردی منسجم و همافزا، در قامت یک «دولت شهری» ظاهر شد. در این مطلب کیانوش حاجت پور بیرگانی به بررسی چگونگی عملکرد مدیریت ارشد شهرداری تهران پرداخت که به همراه شهرداران مناطق ۲۲گانه و معاونتهایی که عملاً در تراز وزارتخانهها عمل کردند و توانستند با بسیج حداکثری ادارات کل و سازمانهای تابعه، کمترین آسیب را به پایتخت تحمیل کرده و نظم و آرامش شهری را در کوتاهترین زمان بازگردانند. این مدل مدیریتی، نمادی از کارآمدی و پدافند شهری در شرایط بحرانی است.

به قلم کیانوش حاجت پور بیرگانی
پایگاه خبری منبع خبر | سرویس اجتماعی- تهران؛ در جریان جنگ رمضان، شهرداری تهران با همه ظرفیتهای خود در قامت یک «دولت شهری» ظاهر شد و مسئولیتهایی گسترده، پیچیده و چندلایه را بر عهده گرفت. حجم مأموریتها، تنوع اقدامات، ضرورت تصمیمگیریهای فوری و حضور مستمر در میدان، نشان داد که مدیریت شهری تهران در این مقطع توانست نقشی همتراز با یک دولت ایفا کند و در خط مقدم خدمت، پشتیبانی و مدیریت بحران قرار گیرد.
در رأس این میدانداری، علیرضا زاکانی شهردار تهران با مدیریت میدانی، راهبری مستمر، انسجامبخشی به بدنه اجرایی و پیگیری لحظهبهلحظه امور، نقشی تعیینکننده در هدایت ظرفیتهای گسترده شهرداری ایفا کرد. حضور فعال، تصمیمگیری بهموقع و تأکید بر آمادگی کامل بخشهای مختلف، موجب شد تمامی اجزای مدیریت شهری با هماهنگی و سرعت بیشتری وارد عمل شوند و در برابر فشارها و پیامدهای ناشی از جنگ، عملکردی منسجم و مؤثر داشته باشند.
در این میان، هر یک از معاونتهای شهرداری تهران در حد و اندازه یک وزارتخانه عمل کردند. هر معاونت با اتکا به ساختار تخصصی خود و با بسیج کامل ادارات کل، سازمانها و مجموعههای تابعه، مسئولیت بخشی از مدیریت شرایط جنگی را بر عهده گرفت و آن را بهصورت منسجم، تخصصی و میدانی پیش برد. ادارات کل و سازمانهای زیرمجموعه هر معاونت نیز بهعنوان بازوان اجرایی و عملیاتی، در تحقق این مأموریتها نقشآفرین بودند و توانستند ظرفیتهای تخصصی شهرداری را در خدمت مدیریت بحران و کاهش آسیبها قرار دهند.
در کنار این ساختار، شهرداران مناطق ۲۲گانه تهران نیز بهعنوان فرماندهان میدانی مدیریت شهری در سطح محلات و مناطق، نقشی بسیار مهم و اثرگذار بر عهده داشتند. آنان با اشراف مستقیم بر مسائل هر منطقه، حضور مستمر در صحنه، هماهنگی با نیروهای اجرایی و پیگیری بیوقفه نیازهای شهروندان، حلقه اتصال تصمیمات کلان مدیریت شهری با اقدامات عملیاتی در سطح شهر بودند. این نقشآفرینی میدانی باعث شد خدماترسانی در سطح مناطق با سرعت، دقت و انسجام بیشتری دنبال شود و بسیاری از مشکلات و پیامدهای ناشی از جنگ در همان سطوح اولیه کنترل و مدیریت شود.
ثمره این مدیریت یکپارچه، از سطح شهردار تهران تا معاونتها، ادارات کل، سازمانها و شهرداران مناطق ۲۲گانه، آن بود که سنگینی خسارتهای ناشی از جنگ تا حد امکان کاهش یافت و شهر تهران توانست در شرایطی دشوار، ثبات نسبی خود را حفظ کند. عملکرد شهرداری تهران در جنگ رمضان نشان داد که این نهاد، با هدایت منسجم و حضور میدانی مدیران خود، میتواند در قامت یک دولت شهری و با معاونتهایی در تراز وزارتخانهها، مسئولیتهایی بزرگ و ملی را بهگونهای مؤثر و کارآمد به انجام برساند.